مرجعیت دینی در جامعه ی اسلامی یک واقعیت متجلی است و سابقه ی تاریخی دارد . و سابقه ی آن در نزد شیعیان به زمان امام صادق علیه السلام می رسد که به بعضی از اصحابشان امر می کردند که پاسخگوی سوالات شیعیان باشند نردیک به این مضمون : در مسجد بنشین و جواب مردم را بده ! امثال محمدبن مسلم و زارة بن اعین ؛ و در افق تاریخی شیعیان وقتی سیر کنیم نقش مرجعیت را می توانیم تاثیر گذار و جهت دهنده ببینیم .در جهت علمی و اصولی می توانیم به نقش علمای دینی شیعه اشاره کنیم در علم هرمونوتیک با بنیانگذاری علم اصول به وسیله ی مرحوم شیخ مفید و تکامل آن توسط سایر دانشمندان شیعی همچون شیخ انصاری و ...تا در زمان ما که شهیدمحمد باقر صدر حلقات فی علم الاصول را نوشت ( مخصوصا در مبحث الفاظ ) و در جهت سیاسی که محل عطف نویسنده است این تاثیرگذاری غیرقابل انکار است .
تحریم قراردادتباکو و آیت الله میرزای شیرازی
جریان مشروطه و شیخ فضل الله نوری
ملی شدن صنعت نفت و آیت الله کاشانی
و در نهایت انقلاب اسلامی و امام خمینی
امروز با گذشت چند دهه از انقلاب عملکرد عالمان دینی را چطور می بینید ؟
در قم ، نجف و ...
و صد البته در صدد اثبات یا نفی نیستم